فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
124
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
وصف ملحق شدن سونج خواجه سلطان حضرت سونج خواجه سلطان با چنين لشكر فراوان در طرف اردويهء همايون عزّ نزول يافت و بشرف التحاق بعساكر خاقانى خود را در ديدهء اعتبار و تربيت خانى مشرّف و مكرّم ساخت . چون بفرّ مجالست مجلس همايون مشرّف شد ، عاليحضرت خليفة الرحمانى خانى را از ملاقات حضرت عمّ مكرّم مواد همّ و غمّ زوال پذير شد و اسباب طرب و كامرانى فراهم آمد و آنچه از وظايف تعظيم و لوازم تربيت و تكريم تواند بود ، نسبت با آن يگانهء هفت اقليم سمت ظهور يافت و فى الواقع ذات مكرّم اين سلطان معظّم مجمع البحرين سلطنت و علم و مشرق القمرين شجاعت و حلم است . ابيات غريو افكن از غلغل كوس و صنج * كه آمد باردويه سلطان سونج برآمد يكى آفتاب بلند * فروزنده از مشرق تاشكند درفش جهانگير چون برفراخت * بيك لحظه تا دشت مشرق بتاخت چو عزمش فرا راه تسخير شد * سپاهش بيكدم جهانگير شد ز اوزبك نژادان يوجى تبار * روان شد بخيلش هزاران هزار تمامى جوانان فيروز جنگ * پلنگ فلك را دريده بچنگ [ 53 پ ] فروزان چو آتش شتابان چو باد * سپه دار اين خيل ، جاويد باد سونج خواجه چون عمّ شيبان بود * ندانى كه برتر ز خاقان بود محمد كه او خان شيبانيست * ز عدلش جهان جنّت ثانيست چو خورشيد پيوسته تابنده باد * جهانرا ازو بخت پاينده باد ديگر از طرف تخت اندجان و ولايات حدود كاشغر و ممالك قريب ختن و ختاى برادر نامور ملك معظّم ، سلطان مكرّم ، جانى بيك سلطان با لشكرى آراسته